<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>درد دل یک جوان ایرانی</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/</link>
<description>تفکرات یک جوان که به درد دل می انجامد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 07 Jun 2006 14:56:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تهاجم فرهنگی یا فرنگی ؟!!</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>روزی روزگاری عمو یادگاری در دیاری نمود&amp;nbsp; خریداری&amp;nbsp; یک مستراح فرنگی ! از بد حوادثی چند ، عمو یادگار در حین انجام عملیات خطیر ، بدون هماهنگی با برج مراقبت ، با کله ی مبارک به درون فرودگاه مستراح فرنگی فرود آمدندی ! همی داد و هوار و کولی بازی درآوردندی که این اجانب فرنگ از طریق مستراح فرنگی قصد تهاجم بر وی را داشتندی ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;واکنون پس از گذری چند ... اینجانب &quot;جوان&quot; با توجه به تهاجمات فرنگی نوین خطرناک تری چون ماهواره و اینترنت و ... ، متذکر می شوم که در مواقع فرود ، حتما&quot; با برج مراقبت خود هماهنگی لازم را مبذول دارید !&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;FONT color=#660000&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt; آهنگ معروف Speak Softly Love توسط یک &quot;جوان&quot; ایرانی باز خوانی شده ، شاید اون هم دچار تهاجم فرنگی شده باشه !!!</description>
<pubDate>Wed, 07 Jun 2006 14:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موسی و شبان ؟!!</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>مام مسلمونیم داش ، اما نماز و بی خیل ، مام عقشمون خدائیه جون تو ، نمی دونی شبا با اوس کریم چه کنفراسنی&amp;nbsp; داریم&amp;nbsp; !
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;کی می گه خالی بند دشمن خداس ؟!! اگه اینجوری بود که همه دشمنشیم آبجی !&lt;BR&gt;نزول ؟! نگی یهو زهلمون شیر تو شیر می شه ها . مام بانکداریمون اسلامیه&amp;nbsp; مث بقیه ، با بالاترین سود ممکن ! &lt;BR&gt;تازشم ، روم به دیوار ، گلاب به روتون ، نا سلامتی ما پیش اوس یعقوب ختنه چی ختنه کردیما ! یادش بخیر !&lt;BR&gt;اینو هم می دونیم&amp;nbsp; ليبراليسم و دموکراسی چی چیه !&amp;nbsp; مسلمونی از این بالاتر ؟!!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدایا ، فاطی مو از تو می خوام ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Apr 2006 15:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مامانی من زن می خوام !</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>مامانی : خب فسقلی چی شد که به این فکر افتادی ؟!&lt;BR&gt;جوان : بی خیال مامانی ، بی ادبیه !&lt;BR&gt;مامانی : حالا&amp;nbsp; کدوم عجوزه رو می خوای ؟!!&lt;BR&gt;جوان : بهاره&amp;nbsp; !&lt;BR&gt;مامانی : اه اه اه اه اصلا&quot; حرفشو نزن ، دختره ی بی ریخت ! می گم بیا سوسن دماغ رو بگیر ؟!!&lt;BR&gt;جوان : نه مامانی ، اون که دماغش جارو برقیه !&lt;BR&gt;جوان : مامانی جون ، می گم مامان شمسی خانوم خوبه&amp;nbsp; ؟!!&lt;BR&gt;مامانی : اصلا&quot; حرف اون پیر دخترو نزن ، تازه ریش داره ، از اون بدتر ریشش سفیده !&lt;BR&gt;جوان : زن عباس آقا چی ؟ اون خوبه مامانی ؟!&lt;BR&gt;مامانی : اون که خودش زن داره !!!!!&lt;BR&gt;جوان : شوهر اقدس خانوم چی ؟ اصغر آقای قصاب چی مامانی ؟ الاغ اون مش تقی بودش ، اون چی ؟ اصلا&quot; خودمو بگیرم مامانی ؟!!&lt;BR&gt;مامانی : عزیزم مثل اینکه شیرین می زنیا !&lt;BR&gt;جوان : مامانی ، من جیش دارم ! برم جیش ؟!!&lt;BR&gt;مامانی : برو عزیزم&amp;nbsp; !&lt;BR&gt;جوان : دیر کردم نگران نشیا !&lt;BR&gt;مامانی : باشه عزیزم ،&amp;nbsp; مراقب خودت باش . قربون قد وبالاش ! بچم بزرگ شده&amp;nbsp; !!!! </description>
<pubDate>Thu, 23 Mar 2006 23:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودکشی</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>دیگه خسته شدم . می خوام برم یه جای با کلاس خود کشی کنم که اقلا&quot; یه بار لقب با کلاسو بهم بدن . نخند بچه ، چون دیگه باهات شوخی ندارم و مثل قبل نیست که بیای و بگی چه جوک باحالی و کرکر خنده .
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به چی دلخوش باشم ؟ ها ؟ به چی ؟ به اینکه آهی در بساط ندارم ؟ به اینکه کاری به درد بخور ندارم و هر جا می رم باید حمال بشم ؟ اینکه به خاطر مادیات دارم عشقمو از دست می دم ؟ به اینکه عرضه قبول شدن تو این کنکور لعنتی رو ندارم ؟ اینکه جوونیم داره می ره و به هیچ جا نرسیدم ؟ اینکه تو زندگی همیشه همه کاره بودم اما هیچ کاره ؟! اینکه ۲۵ سالمه و هنوز&amp;nbsp;سربارم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امید ؟ تلاش ؟ اراده ؟ خودکشی گناهه ؟&amp;nbsp; هه ! چرته ، تو قصه هاست . مال از ما بهترونه . دیگه هیچیکس واسم مهم نیست چون واسه هیچ کس مهم نبودم . واسه هیچکس . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آره من یه جوون ایرونیم . بدونین ملت . آره ، آبروی جوون ایرونی رو بردم ، اما دیگه به اینجام رسیده . دیگه تصمیم خودمو گرفتم . خواهشا&quot; نیا دلداری بده و نصیحتم کنی . فقط بگو بای برای همیشه ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Feb 2006 05:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بند پ ! </title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>در پی سوء برداشتهائی در مورد بند پ ، اینجانب جهت رفع ابهام خود را مسئول دانسته تا خدشه های وارده به این بند اساسی ، که نقش بسزائی&amp;nbsp; در زندگی جوامع بشری ایفا می کند را شفاف سازی نمایم ! تا شاید عواملی که هویت بند پ را به مخاطره می اندازند را رسوا و به سزای اعمال ننگینشان برسانم ! شایسته است که شما خواننده محترم جهت پیشرفت در تمامی مراحل زندگی ، بند های پ را تمام و کمال به کار بندید ، چرا که هر کدام مکمل و لازمهء دیگری می باشد (البته فقط قابل توجه عزیزان خارج از کشور !)
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تبصره اول - پول : اول نیش و چشمهای درشتتان را ببندید ! گفتم ببند دیگه ! بی جنبه ! اگر شما مشمول&amp;nbsp; این تبصره قرار گرفتید که گرفتید ، اگر نه ، با استفاده از دو تبصره زیر به راحتی&amp;nbsp; پول را به چنگ آورید !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تبصره دوم - پارتی بازی : در این نوع بازی ، شما به یک همبازی به نام پارتی نیاز دارید ! او را پیدا کرده و با او بازی کنید ! ترجیحا&quot; او را بین اقوام و آشنایان جستجو کنید ! اگر پیدا نشد ، با استفاده از تبصره اول کارتان را راه بیاندازید !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تبصره سوم - پدرسوختگی : در این تبصره شما می بایست همچون مارمولک سیاه آفریقای جنوبی باشید و از هرگونه برخورد احساسی پرهیز نمائید ! لازم به ذکر است که جهت اجرای این تبصره می بایست در حالی که سوت می زنید ، به آسمان بنگرید ، گوئی که ایمان&amp;nbsp; و انصاف و مردانگی و عدالت و ...&amp;nbsp; وجود خارجی نداشته و ندارد ! دقت داشته باشید که این تبصره با همکاری یک پدر سوخته (یا پدربزرگ سوخته ! ) میسر می باشد&amp;nbsp; . این تبصره لازمه ای نداشته ، چنانچه به تبصری پیشین نائل گشتید ، این بند کم کم نمایان&amp;nbsp; می گردد !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوان - عضو کمیسیون حمایت از بند پ !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;FONT color=#ff0000&gt;تشکر ویژه&lt;/FONT&gt; : لازم می دونم از دوست عزیزم ، نکیسا خانوم تشکر کنم . واسه زحمتی که بابت شعر واسم کشیدن تا بتونم به طور قابل قبولی دکلمش کنم .
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جهت دریافت متن شعر و یا قطعه با کیفیت این اثر به &lt;A href=&quot;http://bonyanalam.persiangig.com/arezooham/&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; مراجعه کنید .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Jan 2006 04:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ  یا قاقا لی لی ؟!!</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>مش تقی&amp;nbsp; تازه متولد شد و در اوج اونقع اونقع کردن با حرکات سر و گردن و سینه و شکم و قر کمر و ........ و پا به ننش فهموند که ننه من وبلاگ می خوام ! کاری نداریم چرا هیچی نشده شد مشتی ! ننش با مراد خان چت می کنه و با استفاده از تکنولوژی روز دهاتشون واسه مش تقی وبلاگ &lt;A href=&quot;http://gooz.persianblog.com&quot; target=_blank&gt;http://gooz.persianblog.com&lt;/A&gt;&amp;nbsp; رو افتتاح می کنن ! حالا مش تقی ما میره دنبال یه لقب عند الخفن که کسی نفهمه این نویسنده خود مش تقی مارمولکه ! یه لقب خاص ، مثل موش پیر ، یا گراز مهربون و یا در قلب منی T+S یا مثلا&quot; Donkey و یا جوان !&amp;nbsp; تو&amp;nbsp; وبلاگش از کشتی گرفتنش با آفتابه تو زور خونه می نویسه ، از عشقش به سوری که عاشق الاغ باباشه و می گه یا سوری یا بابام !&amp;nbsp; همچنین از حرکات موزون ننه ی غضنفر می نویسه ! از حرکت متحورانه ننش که به طرز اکشن تو سر باباش می زنه ، از جنگ جهانی چهارم می گه و فواید انرژی هسته ای برای ازدیاد روحیه گوسفندا ! &lt;BR&gt;واسه مراد خان تبلیغ می کنه : آموزش تراکتور تضمینی با گواهینامه بین الدهاتی ISO MORAD 2003 با نوشابه !&lt;BR&gt;آخرشم بهش می گم اینجا چه خبره ؟&amp;nbsp; می گه 4 دیواری اختیاری ، خونه خودمه مفت و مجانی فقط پول کافی شاپ می دم به این غلام مفت خور ، کوفتش بشه ! اگه راست می گی بهم یاد بده چه جوری آهنگ &quot; بی وفا دیگه دوسم نداری&amp;nbsp; &quot; رو تو وبلاگم بذارم چون سوری بهم می گه کیس مناسبی براش نیستم ! &lt;BR&gt;اگه ازش جدا شدم التماس می کنم به وبلاگ جدیدم یه سر بزن و نظر بده&amp;nbsp; : تنها تقی دنیا ! اما همون که گفتم یا سوری یا بابام ! </description>
<pubDate>Sat, 07 Jan 2006 05:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقلا&quot; این بار الکی ندوئیدم !</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>خونه نشسته بودم ، يه اتفاقي افتاد ! حالا گير نده دیگه چه اتفاقي ! بي خيال ! رفتم که زن بگيرم . دويدم و دويدم ، من به سارا رسیدم ( به خودش نه ها ! به خونش ! ) بعد گپ قشنگی ، پرت شدم با اردنگی ! خلاصه ، پانته آ ، سمیرا ، آتوسا ، نمودند مثال سارا ! &lt;BR&gt;رفتم توی آبادی  پی ملوک قمر و فاطی ! اونام دادن جوابی ! خدائی خوش تیپما ، یه وقت خیال نکنی مورد پورد دارما !&lt;BR&gt;خلاصه باز دویدم ، دویدم و دویدم به جنگلی رسیدم ! خانوم طاووس رو دیدم ! ازگل بهم می گه نامزد دارم !&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوباره باز دویدم و دویدم خانوم خرسه رو دیدم ! wow ! جون تو تا دیدمش وحشت کردم ! دیدم به گروه خونیم نمی خوره بابا !&lt;BR&gt;باز دویدم و دویدم ، به مستراح رسیدم ! خدائی چه ربطی داشت به موضوع ؟!!ببخشید ، باز دویدم و دویدم ، به خر گوشی رسیدم ، آخی نازی . افاده ها طبق طبق ! می گه 2 هکتار باغ هویج باید به اسمم کنی ، 3 تا لونه تو شمال ، 7 تا هم بچه دارم ! گفتم برو بابا صد رحمت به خانوم خرسه ! &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه سرتو درد نیارم ، الان با خانوم سوسکه دارم زندگی می کنم ! بعد ها فهمیدم که مشکل روحی روانی داره ! اما عشق است که اقلا&quot; این بار الکی ندوئیدم !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 27 Aug 2005 04:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پول بهتر است یا ثروت ؟!!</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>آره ! معماي غير قابل حل ! موضوع انشاء هميشه ! به نظر من هر دوشون خوبن . من که هر دو تا رو دوست دارم . فکر نمي کنم شمام بدتون بياد . آدم با پول به همه چي ميرسه ،&amp;nbsp;البته نمي شه اينو تکذيب کرد که لازمش ثروته ! ثروت داشته باش به پولم مي رسي !&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس ايول جوان : ز گهواره تا گور ثروت بجوي ! انسان هميشه مي بايست در راه رسيدن به پول تمامي تلاش خود را به کار بندد ! پس درس بخون ،&amp;nbsp;نه ، نه&amp;nbsp;ببخشيد ،&amp;nbsp;ثروت بخون ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Aug 2005 04:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق اینترنتی !</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>بعله ! اين جور عشقم ديگه مد روزه دیگه&amp;nbsp;! دخمر چشم عسليمون با روش خاص خودش دل پسر کاکل زريمونو مي بره . خلاصه بعد از&amp;nbsp;رد و بدل کردن چن تا عکس خفن ، در سير غير منطقي خواهر برادري تا زن و شوهري ! در اوج راحتي ،&amp;nbsp;تو خيال خودشون ،&amp;nbsp;تا آخرش مي رن ! ليلي و مجنوني مي شن که انگار&amp;nbsp; اين دو تا فقط واسه هم ساخته شدن . 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;حالا دو راه وجود داره : يکي اينکه همديگه رو از نزديک مي بينن که تکليف مشخصه . اما اگه&amp;nbsp; همديگه رو نبينن و تا ماهها دل و قلوه گرفتن ادامه داشته باشه چي ؟ آيا نزديک بودن قلبشون کافيه ؟ آيا به هم خواهند رسيد ؟ آيا نخواهند رسيد ؟! بودن يا نبودن ! مسئله اين است ! پست امشب درد دل يک جوان ايراني ! تفسير اين جور عشقا چه جورياست اصلا&quot;&amp;nbsp;؟!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Aug 2005 03:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یعنی الکی دویدم ؟!!</title>
<link>http://darddel.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>خونه نشسته بودم ،&amp;nbsp;يه فکري زد به کلم ،&amp;nbsp;برم که درس بخونم .&amp;nbsp;دويدم و دويدم به مدرسه رسيدم .&amp;nbsp;تلاش و کوشش کردم ،&amp;nbsp;مدزسه به من هيچي داد ! دوباره باز دويدم ، دویدم&amp;nbsp;و دويدم ،&amp;nbsp;من به کوهي رسيدم ، کوهي به نام کنکور !&amp;nbsp;وايستادم و وايستادم ،&amp;nbsp;زير پاهام علف شد !&amp;nbsp;علفو دادم به کنکور ،&amp;nbsp;کنکور بهم يه راه داد .&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوباره باز دويدم ، دویدم و دویدم .&amp;nbsp;به ليسانسم رسيدم .&amp;nbsp;ليسانس رو دادم به شرکت ،&amp;nbsp;شرکت بهم کار نداد .&amp;nbsp;ليسانس رو دادم مغازه ،&amp;nbsp;مغازه بهم الاغ داد ! نه ببخشيد ! مغازه بهم کار نداد .&amp;nbsp;ليسانس رو دادم&amp;nbsp; به نونوا ! مرديکه مي گه من خودمم ليسانس دارم ! يه فکري زد به کلم ،&amp;nbsp; برم خونه بشينم ! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Aug 2005 04:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=darddel&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>darddel</dc:creator>
<guid>http://darddel.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
